راز سخن

شمارهٔ ۷۵

گیرم از خلق توانکرد نهان فعل شنیع

گیرم از خلق توانکرد نهان فعل شنیع
کی توانکرد ز خالق که بصیر است و سمیع
هرکه چون خاک شود پست بدرگاه خدا
سربزیر قدمش فرش کند عرش رفیع
تا جهانی همه باشند مطیع و تو مطاع
سربفرمان مطاعش نه و میباش مطیع
دوزخ جان توبا خلق بود تنگی خلق
جنتی گر بجهان هست بود خلق وسیع
بابد و نیک چکارت که پس پرده غیب
تو ندانی که شریفست نهان یا که وضیع
انبیا را ز حق اراذن شفاعت نبود
عاصیان را بقیامت نبود هیچ شفیع
غصه نور نخواهد شدن آخردانم
گر همه عمر کند قصه بر خلق جمیع

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.