راز سخن

شمارهٔ ۲۲۰

ای ماه رویت چون مهر تابان

ای ماه رویت چون مهر تابان
ما را بکویت از مشرق جان
خلقی بکویت هر سو شده جمع
جمعی ز مویت گشته پریشان
روی تو برجی پر ماه انور
لعل تو درجی پر در و مرجان
پیچان ز مویت زنار ترسا
تابان ز رویت انوار ایمان
زین بحر اخضر دانی چه دارم
اشکی چو گوهر در دیده غلطان
چون با تو بستم پیمان عهدی
نبود شکستن در عهد پیمان
گفتی چو اسرار نور علی را
طبع گهر بار کلکی در افشان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.