راز سخن

شمارهٔ ۱۹۴

ای قدت سرو ناز و رویت گل

ای قدت سرو ناز و رویت گل
کوی تو گلشن و دلم بلبل
هر دم از جوش باده عشقت
شیشه دل برآورد غلغل
تن رباب منست و رگها تار
خوش نوازم نوازش زابل
تا بشویم ز سینه گرد ملال
ساقیا خیز و در قدح کن مل
حلقه همچو زلف زنجیرت
سرکشان را بگردن آمد غل
شاه اقلیم حسنی و باشد
چتر شاهی بسر ترا کاکل
همچو نور علی مرا سرور
نیست الا که صاحب دلدل

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.