راز سخن

شمارهٔ ۱۸۵

چهره یارم که باشد چون گل جنت لطیف

چهره یارم که باشد چون گل جنت لطیف
قرص مهر و ماه پیشش هست جرمی بس کسیف
گرچه خوبان از ظرافت دلربائی میکنند
دلربائی کس ندیده همچو یار من ظریف
خوش نمایندم بهم ز انگشت خلقی چون هلال
گشته ام بس در غم مه پیکری زرد و ضعیف
ای جنب غسلی برآر و در صفای دل بکوش
چند شویی جبهه در حمام با صابون و لیف؟
گر شریفی بایدت در کعبه دل پیشوا
نیست جز نور علی در کعبه دل‌ها شریف

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.