شمارهٔ ۱۲۵
ساقی ز روی دختر رز پرده باز کرد
ساقی ز روی دختر رز پرده باز کرد
آهنگ عیش با صنم پرده باز کرد
مینای حسن پر بودش از شراب ناز
چندان که می به ساغر اهل نیاز کرد
مطرب به دلنوازی عشاق بینوا
هر دم نوای دلکشی از پرده ساز کرد
صوفی که نقص باده همی گفت بر دوام
گردن به سوی جام چه مینا دراز کرد
راز نهانیش نکند چرخ برملا
هر کس که پردهداری ارباب راز کرد
سلطان غزنوی که هزاران غلام داشت
عشقش به روی هندوی خال ایاز کرد
جانهای پاک خاک شدش در ره نیاز
هرسو که سرو ناز من آغاز ناز کرد
آمد شبی به کلبهٔ احزان ما شهی
ما را ز یمن مقدم خود سرفراز کرد
نور علی که مهر سپهر حقیقت است
مستغنیام ز پرتو شمع مجاز کرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.