شمارهٔ ۱۲۱
نه هر که ماه بتان گشت دلبری داند
نه هر که ماه بتان گشت دلبری داند
نه هر که شاه جهانست سروری داند
نه هر که خواجه صفت بندگی بسی دارد
طریق خواجگی و بنده پروری داند
بروز اختر فیروز و طالع مسعود
نه هر که ملک بگیرد سکندری داند
نه هرکه تنگ ببندد کمر بخدمت شاه
رسوم خدمت و آئین چاکری داند
هزار گونه سخن بیشتر بود اینجا
نه هر که دم ز سخن زد سخنوری داند
جریده همچو الف چون شدی ز خود دانی
نه هرکه گشت مجرد قلندری داند
بغیر نور علی شاه کشور تجرید
نه هر که عدل کند دادگستری داند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.