راز سخن

شمارهٔ ۵۷

در جهان چون یار من یاری کجاست

در جهان چون یار من یاری کجاست
یار غمخوار و وفاداری کجاست
جز حضور حضرت دلدار ما
خلوت دل را پرستاری کجاست
کاروان رفت و هنوز این ماندگان
جمله در خوابند بیداری کجاست
جمله ذرات از می توحید ذات
بیخود و مستند هشیاری کجاست
گر نباشد حق مطلق را ظهور
در جهان منصوری و داری کجاست
بربساط عشق چون نور علی
جرعه نوشی رند طراری کجاست
گفتگوی ما همه گفتار اوست
به از این گفتار گفتاری کجاست
بر بساط عشق خون نور علی
جرعه نوشی رند طراری کجاست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.