راز سخن

شمارهٔ ۱۲۴

شب تا سحرم فسانه خوان غم او

شب تا سحرم فسانه خوان غم او
خوابم نبرد ز داستان غم او
تا بار امانتش به خائن ندهم
صد جای نشسته پاسبان غم او

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.