شمارهٔ ۱۴
تو صوف و پوستین داری زمستان
تو صوف و پوستین داری زمستان
چه غم داری زعریان بلاکش
(یکی را جامه سرما تنورست)
( تو دست از دور میداری بر آتش)
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.