راز سخن

شمارهٔ ۹۶ - سید نعمت الله فرماید

غرقه بحر بیکران مائیم

غرقه بحر بیکران مائیم
گاه موجیم و گاه دریائیم
در جواب او
خرقه صوف موجزن مائیم
طالب در جیب زیبائیم
ما نهادیم زان دکان قماش
که گزی را بنرمه بنمائیم
همچو قطنی بنرمدست حریر
چون مختم ندیم کمخائیم
تا بدیدیم چشمه مدفون
در بصارت بعین بنمائیم
در بهای قماش هندستان
کرده دهلی ذل چو دریائیم
چون سقرلاط وصوف در چکمه
گاه شیبیم و گاه بالائیم
تا بارمک شدیم محرم خاص
همچو اطلس ببخت والائیم
همچو والا درین صفت قاری
بر سر حکم شعر طغرائیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.