شمارهٔ ۹۱ - مولانا حافظ فرماید
مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
گرت مدام میسر شود زهی توفیق
در جواب او
قبای ارمک و پیراهن کتان دقیق
اگر بود فرجی در برش زهی توفیق
بغیر صوف و سقرلاط اینهمه هیچست
هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق
زرخت کهنه امید ثبات نو کردن
تصوریست که عقلش نمیکند تصدیق
بگاه جامه بریدن نشین بر خیاط
که وصله را بکمینند قاطعان طریق
چنان بحبر پر از موج سر فرو بردم
که عقل یافت تحیر در آنمقام عمیق
چه شیوه میکند از درج پر جواهر جیب
زعنبرینه لولوو دگمهای عمیق
اگر چه جامه روئی ندارم ایقاری
خوشست خاطرم از فکر اینخیال دقیق
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.