راز سخن

شمارهٔ ۷۴ - مولانا کمال الدین کاتبی فرماید

هر که وصلت طلبد ترک سرش باید کرد

هر که وصلت طلبد ترک سرش باید کرد
ورنه اندیشه کاری دگرش باید کرد
در جواب او
هر که افسر طلبد ترک سرش باید کرد
ورنه تدبیر کلاه دگرش باید کرد
وانکه راهست هوا جامه پاک و حمام
صبح خیزی چو نسیم سحرش باید کرد
مردکز بستن دستار خود آمد عاجز
چون زنان مقنعه حالی بسرش باید کرد
هر که خواهد که کشد شاهد کمخا در بر
دگمه جیب زلولوی زرش باید کرد
خوبی رخت سراپا زسجیف پهنست
چون چنینست ازین پهنترش باید کرد
آب از دامن ارمک سزد از پاکی خورد
در فراویز خشیشی نظرش باید کرد
قاری آن اهل تمیزی که بود حاضر رخت
اول اندیشه زهر میخ درش باید کرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.