راز سخن

شمارهٔ ۴۱ - خواجه صدر الدین جوهری فرماید

دعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد

دعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد
با رخت کس سوی خورشید نگه کرد نکرد
در جواب او
نسبت چتر شهی عقل بمه کرد نکرد
دیده زان سایه بخورشید نگه کرد نکرد
چهره شاهد والا بجز از مشک و غداد
هیچکس بر سر بازار سیه کرد نکرد
صوف بنگر که سجیف قدک و بر تنگست
شاه پیوند بامثال سپه کرد نکرد
بجز از بید در ایام گل ایخواجه کسی
کار موئینه و پشمینه تبه کرد نکرد
شیب جامه بسر خود عوض دستاری
کس نبست ارکه ببست است گنه کرد نکرد
در مقامات عمایم که دو صد اسرار است
غیر مسواک درو آمده ره کرد نکرد
آن قواره که برآید زگریبان قاری
شاعری غیر تو تشبیه بمه کرد نکرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.