راز سخن

شمارهٔ ۲۵ - خواجه حافظ فرماید

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت
که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت
در جواب او
عیب قطنی مکن ای اطلس پاکیزه سرشت
تار او چونکه بپود تونخواهند نبشت
تو اگر توت نسب داری و او گر پنبه
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
نه منم شیفته رخت که چون عریان شد
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
هوس خشت زرکوشک پزم در آذین
در زمانی که بسازد فلک از خاکم خشت
این عروسان سخن سهل مبین در پرده
تو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت
قبر (قاری) چو مشرف شود از جامه صوف
یکسر از بستر صندوق کشندنش ببهشت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.