راز سخن

شمارهٔ ۶ - وله شیرازیه ولکن یلزمها التصحیح

مهل که گیوه بنوتن غرت چو نیست کلا

مهل که گیوه بنوتن غرت چو نیست کلا
که دوست نیست اثر دایما و دشمن ابا
تمع نه رخت مهن بوکه نت و گوبا لوت
بنی مغاره سنغرایز جمش میوا
نمیذنم که که بوتن چو شرم کی حدنی
که ات امعرد دارائی گوشرمت با
بزیرکش چه نیکک واکتان روسی گفت
جهن کتان نمیوت ازمو میزر و مقنا
مختمش پش کمخا مرا و لوشی بو
الوادست و بدا عروخش نه انکه ولا
یکی ترا زادست ثخن پهلودار
نه از گریبن نه از قبن آیت فتحا
نه شعر البسه گفتن مثیلها قاری
یکی نه ای چه بگو تن که هیچ و نه دعا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.