راز سخن

شمارهٔ ۱۱

نباشد از ره کین گر نمی‌دهد دادم

نباشد از ره کین گر نمی‌دهد دادم
خوش است خاطر او با فغان و فریادم
به مهر غیر یقین کرده‌ای و دلشادم
که من ز چشم تو از این گناه افتادم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.