راز سخن

شمارهٔ ۲۸۲

پیوند عهدهاست که از هم گسسته‌ای

پیوند عهدهاست که از هم گسسته‌ای
یا حلقه‌های زلف به هم برشکسته‌ای
کس جز تو ره نداشت در این خانه خلق را
آگه که کرد از این که تو در دل نشسته‌ای
از پاس ناتوانی آن چشم صید بند
باشد که دایم از پی دل‌های خسته‌ای
از صید پر شکسته گشایند بند اگر
برداشت خواجه مهر مپندار رسته‌ای
پای دلی به هر سر مو بسته او ولی
تنها تو دل نشاط به آن طره بسته‌ای

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.