شمارهٔ ۸۹
من نه آن غرقه که از بحر برندش به کنار
من نه آن غرقه که از بحر برندش به کنار
من نه آن تشنه که سیراب کنندش ز فرات
تشنه ی تشنگیم عشق چه هجران چه وصال
دلخوش از بندگیم لابعطاء وصلات
منظری وجهک فی کل صباح و مسا
منطقی ذکرک فی کل عشاء غدات
جور کن جور که بر مهر تو کردست یقین
حاش لله که نشاط از تو برنجد زجفات
چه غم اربند نهد خواجه بر بنده شفیق
باده گو تلخ دهد ساقی شیرین حرکات
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.