شمارهٔ ۱۹
حل العزام خلو اذا مهجة کئیب
حل العزام خلو اذا مهجة کئیب
درد حبیب را نشناسد دوا طبیب
رامی الهوا نصیب بنصب و قد نصاب
کز حسن با نصابی و از مهر بینصیب
بنهاده یار گوش به غوغای غیر و هست
گوهرفشان نشاط ز گفتار دلفریب
گل را چه شد که گوش نهد بر خروش زاغ
گیرم که زاغ شرم ندارد ز عندلیب
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.