شمارهٔ ۳۶ - بالبداهه هنگام زردی چهرهاش بر اثر کندن پوست وی
آن دم که اجل برابر مرد شود
آن دم که اجل برابر مرد شود
آهش چو نسیم صبحدم سرد شود
خورشید که پردلتر از او نیست کسی
در وقت فروشدن رخش زرد شود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.