شمارهٔ ۱۸۱
نظر برداشت از من تا حبیبم
نظر برداشت از من تا حبیبم
به جای وصل هجران شد نصیبم
مرا درد دل از درمان چو بگذشت
قدم برداشت از بالین طبیبم
ز یاران عزیز و خویش و پیوند
فتاده دور و مسکین و غریبم
شوم منصور چون عیسی اگر یار
کند در عشق بردار و صلیبم
به پاکی و ادب در عشق جانان
که تا بنماید آن صورت عجیبم
بیا بشنو علی اسرار معنی
ز عشق یار وز وصل حبیبم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.