راز سخن

شمارهٔ ۶۱

تا ظن نبری که ما ز آدم بودیم

تا ظن نبری که ما ز آدم بودیم
کان دم که نبود آدم آن دم بودیم
بی زحمت عین و شین و قاف و گل و دل
معشوقه و ما و عشق همدم بودیم.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.