راز سخن

شمارهٔ ۳۱

عشاق که آفتاب عالم‌تابند

عشاق که آفتاب عالم‌تابند
در دیده کشند خاک من گر یابند
شد دشمن من ز جهل آن مشتی دون
چون شب‌پرگان که دشمن آفتابند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.