شمارهٔ ۲۹۶
دل به تو بستم و ترک جفا ندهی
دل به تو بستم و ترک جفا ندهی
جان به تو دادم و داد مرا ندهی
ناز و عتاب تو کمتر اگر نشود
داد کسی تو به روز جزا ندهی
دل تپدم ز خیال سوال رقیب
گرچه جواب کسی ز حیا ندهی
بهر خجالت من بر مجلسیان
از پی من بفرستی و جا ندهی
میلی از آنچه شنیدی ازو و رقیب
بهر خدا که به خاطر ما ندهی!
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.