شمارهٔ ۲۵۸
از بیم خوی تند تو، گاه عتاب تو
از بیم خوی تند تو، گاه عتاب تو
قادر نیم بر آنکه بگویم جواب تو
مردم چو دوش مضطرب از دور دیدمت
کز بهر قتل کیست دگر اضطراب تو
تو در حجابی و نتوانم ز انفعال
گفتن حکایتی پی رفع حجاب تو
یک حرف پرسیام اگر از بعد صد عتاب
گوید رقیب پیشتر از من جواب تو
میلی عجب اگر کند از عمر خود حساب
روزی که بوده بیستم بیحساب تو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.