شمارهٔ ۲۵۴
کنم چو یاد ز بیگانهآشنایی تو
کنم چو یاد ز بیگانهآشنایی تو
یکی هزار شود محنت جدایی تو
ازان ستم که کنی ز اعتماد جان نبرم
که نیم بسملم از عاشقآزمایی تو
جز اینکه مایه رنجیدن دگر باشد
نیافتم سبب مهرباننمایی تو
به غیر ازانکه فزاید تغافلش ای دل
نتیجهای ندهد آرزوفزایی تو
فریب کی خورد از وعده وفا میلی
که آزموده و دانسته بیوفایی تو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.