شمارهٔ ۲۱۷
از آستان او گله آلود میروم
از آستان او گله آلود میروم
با آنکه دیر آمدهام، زود میروم
از بس که زهر خندهام آید به بخت خویش
ترسم گمان برند که خشنود میروم
گویا شهید خنده یارم که از جهان
با صد هزار زخم نمکسود میروم
وصل دو روزه آنقدرم بر زمین کشید
کز بخت خوشدلم که چنین زود میروم
میلی هزار حیف که بعد از هزار سعی
مقبول یار ناشده مردود میروم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.