شمارهٔ ۷۹
حیا گر ز عاشق به غایت خوش است
حیا گر ز عاشق به غایت خوش است
ولی از بتان بینهایت خوش است
دلا هر دم از یار، بهر فریب
به پیش رقیبان شکایت خوش است
چنان خو گرفتیم با ناخوشی
که دلدار ما بیعنایت خوش است
ترا با من بیزبان پیش غیر
به چشم و به ابرو حکایت خوش است
بجز قصهٔ عشق، میلی مگوی
که در عاشقیها روایت خوش است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.