راز سخن

شمارهٔ ۳۱۸

چهره را رنگی بده آبی بده

چهره را رنگی بده آبی بده
زلف را چینی بده تابی بده
چشم بی خواب مرا زان لعل لب
لطف فرما، شربت خوابی بده
تشنه لب مردم بر آب زندگی
از عنایت جرعه آبی بده
مجلس عیش مرا از زلف و خال
از تلطف جمع اسبابی بده
خون بجامم ریخت مینای فلک
خیز ساقی باده نابی بده
لشکر اندیشه با من حمله کرد
مطرب آهنگی به مضرابی بده

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.