راز سخن

شمارهٔ ۲۷۵

یک نیمه دل را به جمال تو سپردیم

یک نیمه دل را به جمال تو سپردیم
یک نیمه دل را بخیال تو سپردیم
کردیم همه عمر مسلم بدو قسمت
واندو بجمال و به خیال تو سپردیم
از دست فراق تو اگر جان بسلامت
بردیم، بامید وصال تو سپردیم
یک روز گر از زلف تو دل باز گرفتیم
روز دگرش باز بخال تو سپردیم
از حلقه جیم تو گرفتیم اگر دل
بازش بهمان نقطه دال تو سپردیم
بر لوح دل از نقش خیال تو مثالی
کردیم ولی دل بمثال تو سپردیم
ما تشنه لب ازخضر بمانند سکندر
جان در هوس آب زلال تو سپردیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.