شمارهٔ ۱۴۲
شیخ و زاهد گر مرا مردود و کافر گفتهاند
شیخ و زاهد گر مرا مردود و کافر گفتهاند
عذر ایشان روشن است از روی ظاهر گفتهاند
خاطری رنجیده از ما دادشتند این ابلهان
این سخنها را مگر از رنج خاطر گفتهاند
دشمن دانا بود نادان که در هر روزگار
انبیا را ناقصان کذاب و ساحر گفتهاند
این خراطین بین که با این عقل و این دانش، سخن
از سماک اعزل و از نسر طائر گفتهاند
گر خردمندان رضا باشند از ما باک نیست
زانچه این نابخردان از عقل قاصر گفتهاند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.