راز سخن

شمارهٔ ۳۳۷

عمری بگذشت از آن‌که در خواب، شبی

عمری بگذشت از آن‌که در خواب، شبی
از بادهٔ جامِ وصلِ حوری‌نسبی
تَر شد لبم و هنوز چون یاد کنم
بی‌خود گردم چو مستِ جامِ طَرَبی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.