راز سخن

شمارهٔ ۳۳۲

ای دیده به روشنی چو اختر بادی

ای دیده به روشنی چو اختر بادی
کآخر در عیش بر رخم بگشادی
گر خون دلم بریختی در شب هجر
نظاره دیت به روز وصلم دادی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.