راز سخن

شمارهٔ ۲۷۱

ای زنگ غمت صیقل آئینه من

ای زنگ غمت صیقل آئینه من
انبار فلک مباش در کینه من
خود بس باشد گیاه هستی مرا
این شعله که سر کشید ازسینه من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.