راز سخن

شمارهٔ ۲۶۷

ای زلف سیه کرده بلای دل من

ای زلف سیه کرده بلای دل من
وی خون جگر داده غذای دل من
خود خون فسرده دلم پاک بریز
کس نطلبد از تو خونبهای دلم من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.