راز سخن

شمارهٔ ۱۶۲

گر ابر نمی ز چشم من بردارد

گر ابر نمی ز چشم من بردارد
تا نفخه صور آتش دل بارد
ور زانکه گذر کند بسوی بستان
بستان همه وقت درد و غم بار آرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.