راز سخن

شمارهٔ ۲

ای به درگاه تو از قدس روان قافله‌ها

ای به درگاه تو از قدس روان قافله‌ها
پیش طوف سر کوی تو خجل نافله‌ها
هرکجا شاکله فضل تو در ذکر آمد
غیر تشویر نشد شاکله شاکله‌ها
مشکل آید همی اسناد تولد به تو زانک
زادن مثل تو نشنید کس از حامله‌ها
مجد ذات تو به حدی که محال آید از آنک
مدرک کنه کمال تو شود عاقله‌ها
آنکه بی‌یار و مطیع است همین اشراق است
دیگران هرکه شنیدیم بود راحله‌ها

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.