غزل شمارهٔ ۳۲۰۸
الا فیالغشق تشریفی و عیدی
الا فیالغشق تشریفی و عیدی
تعالوا نحو عشق منستزید
دعانا من تعالی عن حدود
نجیالمحدود بالعین الحدید
دعانا بحر ذی ماء فرات
فانکرنا التیمم بالصعید
دعانا خالق کل دعاء
تخاسر عندنا کل بعید
نسینا کل شی مذ ذکرنا
مقامات تعالت عن ندید
بدایات نهایات لدیها
مجالالروح فی جد جدید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.