غزل شمارهٔ ۲۹۰۶
گوید آن دلبر که چون همدل شدی
گوید آن دلبر که چون همدل شدی
با هوس همراه و هم منزل شدی
از میان نقشها پنهان شدی
در جهان جانها حاصل شدی
هم برآوردی سر از لطف خدا
هم به شمشیر خدا بسمل شدی
پیش آتش رو تو از نقصان مترس
چونک از آتش چنین کامل شدی
عشرت دیوانگان را دیدهای
ننگ بادت باز چون عاقل شدی
چون نهای حیوان چه مست سبزهای
چون نمردی چون در آب و گل شدی
آستین شه صلاح الدین بگیر
ور نگیری باطل باطل شدی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.