راز سخن

غزل شمارهٔ ۲۷۰۱

مرا هر لحظه قربان است جانی

مرا هر لحظه قربان است جانی
تو را هر لحظه در بنده گمانی
دو چشم تو بیان حال من بس
که روشنتر از این نبود بیانی
جهان چون نی هزاران ناله دارد
که یک نی دید از شکرستانی
از آن شکرستان دیدم نشان‌ها
ندیدم از تو شیرینتر نشانی
مثال عشق پیدایی و پنهان
ندیدم همچو تو پیدا نهانی
جهان جویای توست و جای آن هست
مثل بشنو که جان به از جهانی
نه‌ای بر آسمان ای ماه لیکن
شود هر جا که تابی آسمانی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.