راز سخن

غزل شمارهٔ ۲۲۳۲

به حریفان بنشین خواب مرو

به حریفان بنشین خواب مرو
همچو ماهی به تک آب مرو
همچو دریا همه شب جوشان باش
نی پراکنده چو سیلاب مرو
آب حیوان نه که در تاریکی است
بطلب در شب و مشتاب مرو
شب روان فلکی پرنورند
تو هم از صحبت اصحاب مرو
شمع بیدار نه در طشت زر است
به زمین در تو چو سیماب مرو
شب روان را بنماید مه رو
منتظر شو شب مهتاب مرو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.