راز سخن

غزل شمارهٔ ۱۱۵۰

به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر

به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر
که از لب شکرین بخش یک دو صاع شکر
تو ارتقا به سخا جو مگو نه گو آری
نظر مکن که نیی یافت ارتفاع شکر
لب تو است که شکر ز عین او روید
نه منتظر که رسید نسیه از بقاع شکر
شکر به وقت شکر خوردنت نصیبی یافت
که بر مذاق دهان‌ها بود مطاع شکر
ببسته‌ای دو لب امروز زان همی‌ترسم
که از غم تو بماند ز انتفاع شکر
زهی نبات که دارد لب تو کز وی شد
امیر جمله نباتات بی‌نزاع شکر
دهان ببندم و بسته شکر همی‌خایم
که تا به جان برسد خوش به ابتلاع شکر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.