غزل شمارهٔ ۱۰۱۴
حکم البین بموتی و عمد
حکم البین بموتی و عمد
رضی الصد بحینی و قصد
فتح الدهر عیون حسد
فر آنی بفناکم و حسد
یهرق العشق دماء حقنت
لیس للعشق قریب و ولد
لکن الموت حیاه لکم
لکن الفقر غناء و رغد
سافروا فی سبل العشق معی
لا تخافن ضلالا و رصد
لا یهولنکم بعدکم
دونکم وفد وصال و مدد
فنسیم طرب اولهم
یهب السالک حولا و جلد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.