راز سخن

غزل شمارهٔ ۷۱۹

ای اهل صبوح در چه کارید

ای اهل صبوح در چه کارید
شب می‌گذرد روا مدارید
ماننده آفتاب رخشان
از جام صبوح سر برآرید
ای شب شمران اگر شمارست
باری شب زلف او شمارید
زخمی که زدست وانمایید
گر پنجه شیر را شکارید
در خواب شوید ای ملولان
وین خلوت را به ما سپارید
می‌آید آن نگار امشب
چون منتظران آن نگارید
زان روی که شمس دین تبریز
داند که شما در انتظارید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.