غزل شمارهٔ ۱۸۱
دل چو دانه ، ما مثال آسیا
دل چو دانه ، ما مثال آسیا
آسیا کی داند این گردش چرا
تن چو سنگ و آب او اندیشهها
سنگ گوید « آب داند ماجرا »
آب گوید « آسیابان را بپرس
کاو فکند اندر نشیب این آب را »
آسیابان گویدت ک« ای نانخوار
گر نگردد این ، که باشد نانبا ؟»
ماجرا بسیار خواهد شد خمش
از خدا واپرس تا گوید تو را
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.