راز سخن

غزل شمارهٔ ۷۹

ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را

ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را
ای خواجه نمی‌بینی این خوش قد و قامت را
دیوار و در خانه شوریده و دیوانه
من بر سر دیوارم از بهر علامت را
ماهیست که در گردش لاغر نشود هرگز
خورشید جمال او بدریده ظلامت را
ای خواجه خوش دامن دیوانه توی یا من
درکش قدحی با من بگذار ملامت را
پیش از تو بسی شیدا می‌جست کرامت‌ها
چون دید رخ ساقی بفروخت کرامت را

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.