راز سخن

رباعی شمارهٔ ۱۳۸۲

آن کس که نساخت با لقای یاران

آن کس که نساخت با لقای یاران
افتاد به مکر دزد و تهدید عوان
می‌گفت و همی گریست و انگشت گزان
فریاد من از خوی بد و بار گران

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.