راز سخن

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۵

گفتم که دل از تو برکنم نتوانم

گفتم که دل از تو برکنم نتوانم
یا بی‌غم تو دمی زنم نتوانم
گفتم که ز سر برون کنم سودایت
ای خواجه اگر مرد منم نتوانم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.