راز سخن

رباعی شمارهٔ ۷۹۳

کشتی چو به دریای روان می‌گذرد

کشتی چو به دریای روان می‌گذرد
می‌پندارد که نیستان می‌گذرد
ما می‌گذریم ز این جهان در همه حال
می‌پندارم کاین جهان می‌گذرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.