راز سخن

رباعی شمارهٔ ۳۸۶

گفتم چشمم که هست خاک کویت

گفتم چشمم که هست خاک کویت
پرآب مدار بی‌رخ نیکویت
گفتا که نه کس بود که در دولت من
از من همه عمر باشد آب رویت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.